تبليغاتX
احیای هنر
ليست مطالب گذشته
 

هر جامعه با هر سيستمي که اداره مي شود و هرنوع ايدوئولوژي که حاکی برآن باشد داراي اهداف و آرمان هاي خاص خود مي باشد.وظيفه اصلي فرهنگ نمايش اين ايده هاي ذهني است بوسيله نمود اشکال عيني, در فرايند اين استحاله معماري نقش اساسي به عهده دارد. هرمان موتيسيوس يکي از اولين نظريه پردازان ورک بوند آلمان در سال 1911 چنين مي نويسد:

«معماري وسيله واقعي سنجش فرهنگ يک ملت بوده و هست.هنگامي که ملتي مي تواند مبل ها و لوسترهاي زيبا بسازد اما هر روز بدترين ساختمان ها را مي سازد دلالت بر اوضاع نابسامان و تاريک آن جامعه دارد. اوضاعي که در مجموع,بي نظمي و عدم قدرت سازماندهي آن ملت رابه اثبات مي رساند»

هر بنايي به عنوان جزئي از فرهنگ معماري اين وظيفه را دارد که يک انديشه ذهني را از طريق فرم ظاهري عينيت ببخشيد و بهاين ترتيب نمودي خواهد بود براي سنجش اين فرهنگ. از اين ديدگاه تعريفي که هانس هولاين از معماري مي کند قابل درک است:

«معماري نظمي معنوي است که در ساختمانها تجسم يافته است»اغلب سعي مي شود به اين بهانه که اين ساختمان فقط براي فلان عملکرد ساخته شده است از زير بار اين مسئوليت شانه خالي کنند در اينجا فراموش مي شود که هر ساختماني براي کاربردي ساخته مي شود.معماري ايکه تنها به خاطر نفس معماري باشد اصلاً وجود ندارد. اين ترتيب هر ساختماني يک شاهد فرهنگي است چه به مفهوم خوب و چه به مفهوم بد آن.

زيبايي شناسي در معماري_يورگ کورت گروتر(ترجمه دکتر جهانشاه پاکزاد.مهندس عبدالرضا همايون)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/05ساعت 18:27  توسط امیر  | 

گذر زمان.....